هوالجميل
خداوندا،من به توپناه مي آورم از اينکه ظاهروآشکار من درديدگاه
چشم ها نيکونمايدودرون و پنهانم زشت و ناهنجار باشدوازنفس خويشتن
در همه اموري که تو بر آنها اطلاع داري ،در نزد مردم با ريا محافظت کنم و در
نتيجه براي مردم خوش ظاهري خود را آشکار نمايم و عمل زشت خود را به سوي تو
روانه کنم، تا به بندگان نزديکي جويم و از خوشنودي هاي تو دور گردم.
(حکمت 266-نهج البلاغه)
گل عفاف
هيچ باغباني را سرزنش نمي کنند که چرا دور باغ خود را حصار و پرچين کشيده است،
چون باغ بي ديوار،از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند.
هيچ کس هم با نام «آزادي» ديوار خانه خود را بر نميدارد و شبها درحياطش را
باز نمي گذارد،چون خطر رخنه دزد جدي است.
هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ ، در معرض ديد رهگذران
نمي گذارد تا بدرخشد،جلوه کند و چشم ودل بربايد،چون خود جواهر ربوده ميشود.
هر چيز که قيمتي تر باشد،درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.
هر چه که نفيس تر باشد،بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت ، لازمتر.
اگر در شيشه عطر را باز بگذاري ،عطزش مي پرد.
اگر رشته مرواريدت را در کمد و صندوق نگذاري و در آنرا نبندي ،گم ميشود.
اگر در مقابل پنجره خانه ات ،توري نزني ،از نيش پشه ها و مزاحمت مگس ها درامان نخواهي بود.
---------------------------------------
وقتي راه ورود پشه ها را مي بندي،خود را «مصون» ساخته اي ،نه «محدود» و«زنداني».
گوهر عفاف و پاکي ،کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست!
دزدان ايمان و غارتگران شرف نيز فراوانند.
اين سادگي و خامي است که،
کسي خود را در معرض ديد و تماشاي نگاههاي مسموم وچشم هاي ناپاک قرار دهد
وبه دلبري وجلوه گري بپردازد و خيال کند بيماردلان ورهزنان عفاف را به وسوسه
نمي اندازند و از زهر نگاه ها ونيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند!
بعضي از نگاه ها ويروس گناه منتشرمي کند،وبعضي از چهره ها حشره مزاحمت جمع مي کند.
خراب کردن همه ي ديوارها وبرداشتن همه ي پرده ها
وبازگذاشتن همه ي پنجره ها ،نشانه ي تيره انديشي است،نه روشنفکري!
علامت جاهليت است نه تمدن!















