ياناظر
اللهم صل علي محمد و آل محمد
بعضي وقتهاباخودم فکر ميکنم،
اي واي چقدرمن بدبختم !
چقدر تا آخرعمربايد با سختي زندگي کنم!
چقدر تابستونا باهاش گرممه!
چقدرزمستونابراي جمع کردنش مشکل دارم!
حتي بعضي وقتها ازاينم جلوترمي رم .ميگم،
خدايا آخه چرا منو زن آفريدي؟
چرا من بايد اينهمه محدوديت و سختي رو تحمل کنم؟
چون آقايون دلشون نخواد!؟!
اونا هم آزادورها باشن،هم ما ملاحظه ي دلشونو بکنيم؟!!!
خلاصه خيلي ازاين حرفا(البته بعضي وقتا)به خودموخداي خودم ميزنم.
حتي الان که تابستونه و هوا ماشاالله آتيش ميسوزونه،
از بيرون که ميام خونه ،چادرمو برميدارم و پرت ميکنم يه گوشه
وهمش به زمين وزمون بدوبيراه ميگم!!!!
اين سختي ها يه چيز واضح و بي بروبرگرده.
ولي،هيچ وقت شک نکردم که ،اين طوري بودن ،بهترين بودنه.
فکر ميکنم ،اين خيلي عاقلانه تره که آدم به اون چيزي گوش کنه ،
که با وجود سختي هاي زودگذرش،يه منفعت خيلي خيلي
بزرگ براش داشته باشه ،تا اينکه به حرف دلي گوش کنه
که شعارش اينه:اين(؟!)لحظه را عشقه!
به نظر من،حجاب با همه ي سختي هايي که داره ؛
يه چيزي داره ،که اون چيز براي من فوق العاده اهميت داره.
اينقدر که حاضرم به خاطرش همه ي همشو تحمل کنم.
البته چون ظرفيت بالايي ندارم،باغرزدن !
اون گوهر بي بديل اينه که ،
"حجاب به من آزادي فکر و روح ميده."
وقتي توي خيابون ميبينم بعضي از افراد،شايد ساعتها وقت
وکلي پول بي زبونو،صرف کرده،
تا اينکه از سر تا پاش ست باشه ،خوشگل باشه و روي مد(؟!!)،
اونم معلوم نيست براي کي يا چي،
به خودم،به چادرم ،به خداي همه چيزدونم وبه همه ي اونايي که کمکم
ميکنن تا يان طوري باشم؛عشق ميورزم و افتخار ميکنم.
از نظر من ،اوني که حجاب داره (حجاب ازهرنوع ولي با مفهوم واقعي آن)،
فقط سختي وسنگينيه يه چادرو بايدتحمل کنه ،
اما اوني که با اين گوهر انس نداره ،هر روز وهرلحظه در بند
هزاران چيزه که جلوي فکر کردن و رشد و بالندگي روحي ،
فکري و اجتماعيشوميگيره.
صددرصدميگيره،شک نکن!
از طرف ديگه هم وقتي درست ومنصفانه نگاه ميکنم؛
مي بينم مردهاهم کمترازمن محدوديت ندارند،
هرکس از نوع خودش وبا مختصات ويژه.
اونا هم بايددر نوع پوشش و نگاه وبرخوردهاشون،
مسائل عمده اي را رعايت کنن هرچند....!!
فکر کردن به اين مفاهيم همه ي چيزايي که خداوند برام قرار داده را
زيبا و شيرين ميکنه.يا حداقل قابل تحمل!











